ارتباط با فرمانده

امر به معروف و نهی از منکر

دراین مراسم ازده نفر ازدانش آموزان مدارس شهرستان که درزمینه امربه معروف ونهی ازمنکر فعالیت داشتند ت
پایگاه اطلاع رسانی سپاه حضرت نبی اکرم (ص): فرمانده سپاه حضرت نبی اکرم(ص) استان کرمانشاه، بر لزوم فعا
پایگاه اظلاع رسانی سپاه حضرت نبی اکرم(ص): همایش ملی تذکر لسانی با حضور فرمانده ناحیه و امام جمعه شهر
بسیج عشایر: نشست بصیرتی باموضوع استکبارستیزی وآسیب های ماهواره با حضور خواهران بسیجی پایگاه ام البنی

مقاله

این مطلب ۱۱ بار خوانده شده
تأملاتي پيرامون جنبه هاي اقتصادي سبك زندگي

چند نكته درباره ي فرهنگ كار در ايران

پایگاه اطلاع‌رسانی سپاه حضرت نبی اکرم (ص): براي ريشه كن كردن بيكاري و گسترش اشتغال زايي در جامعه، بايد نسلي را تربيت كنيم كه با كار اُنس بگيرد.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سپاه حضرت نبی اکرم (ص) به نقل از پایگاه اینترنتی بسیج، نيروي انساني در هر جامعه اي به عنوان باارزش ترين سرمايه محسوب مي شود؛ به طوري كه شاهديم در نظام بين الملل كشورهايي كه داراي جمعيت بيشتري هستند، در رشد اقتصادي گوي سبقت را از ساير ملل ربوده اند. از آن جمله مي توان به كشورهاي چين، هند، مالزي و... اشاره كرد.نيروي انساني سرمايه اي است كه مي تواند با تخصص و دانش خود علوم و دانش را بومي كند و رشد اقتصادي را در هر زمينه اي كه كشور به آن نياز دارد ارتقا دهد و به خودكفايي برساند.

در اين ميان، آنچه نيروي انساني را باارزش ترين سرمايه مي كند، تخصص و دانش و در كنار آن تعهد و وجدان كاري است كه باعث مي شود كار مفيدي در جامعه صورت گيرد. اما به كارگيري افراد در كاري كه با توانايي ها و اطلاعات ايشان همخواني ندارد يا تغيير در فعاليت كاري او مي تواند زمينه ي ناخشنودي و كارگريزي را در فرد ايجاد نمايد. همچنين كارگريزي در بسياري از افراد به يك امر طبيعي تبديل شده است و بيشترين دليل آن تنبلي و فرار از مسئوليت است. در واقع عدم مسئوليت پذيري، خود يكي ديگر از عوامل كارگريزي محسوب مي شود. خصوصيات رواني، از جمله تنبلي و آزمندي، در كنار سازگاري با نااميدي، سبب مي شود افرادي خسته و عبوس و غمگين در جامعه حضور داشته باشند كه با شادي و كار بيگانه اند و از فعاليت و خلاقيت روي گردان هستند.

محققي به نام تالكوت پارسونز، در تبيين علل توسعه نيافتگي و عدم تحرك و پيشرفت افراد، از كساني كه خود را با اوضاع تطبيق نمي دهند و غيرفعال هستند به عنوان افرادي نام برده است كه بيش از هر چيز به آزادي خود علاقه مندند و حاضرند بهاي آن را حتي اگر فقر باشد، بپردازند. در واقع وي معتقد است كه فقرا موارد خاصي هستند كه به طور كامل و مناسب اجتماعي نشده اند و ساير افراد ناسازگار با جامعه كساني هستند كه نه هدف هاي تعيين شده از سوي اجتماع را درك كرده اند (مثلاً موفقيت هاي اقتصادي و اجتماعي) و نه از روش هاي رسيدن به آن آگاهي دارند.

به نظر مي رسد كه ما در سطح ملي شاهد نوعي بحران در تلقي از كار، ثروت اندوزي و انباشت سرمايه و مفاهيم مرتبط با آن و به طور كلي فرهنگ كار هستيم. به علاوه به نظر مي رسد ميزان انگيزه ي پيشرفت نيز در بين مردم ايران كم است و آن ها صرفاً براي دستيابي به استانداردهاي مطلوب زندگي تن به كار مي دهند. در نتيجه پس از تأمين آن، تلاش، پشتكار و سخت كوشي توجيه چنداني در بين ايرانيان ندارد كه ريشه هاي آن را مي توان در وابستگي قدرت اقتصادي برتر در شهرها به حكومت و كارگزاران محلي جست وجو كرد.

به واسطه ي حكومت استبدادي در ساختار تاريخ پيشين ايران، روند خود به خودي تبديل سرمايه ي مالي به سرمايه ي توليدي به بن بست مي رسيد و خصلت تجاري شهرها را پررنگ تر مي كرد كه در آن ها روح تحرك و پويايي كار صنعتي به چشم نمي خورد. وجود اين زمينه بعدها، با توجه به واردات كالاهاي غربي و وابستگي كشور به درآمد حاصل از فروش نفت، به اقتصاد رانتي و غيررسمي انجاميد كه فضاي اقتصاد ايران را غيررقابتي كرد. اقتصاد غيررقابتي و فضاي ناروشن قراردادها و مبادلات سبب پيش بيني ناپذير بودن فعاليت اقتصادي و در نتيجه هرج ومرج شده است كه كارگران و كارمندان را از كار و تلاش و فعاليت عقلاني روي گردان كرده و باعث فراگير شدن اشتغال بي برنامه و بي انگيزه به جاي كار كردن بابرنامه و باانگيزه شده است.

به طور كلي، انگيزه ها و دلايل «كارگريزي» در ايران يا ساير كشورهايي كه به نوعي با اين معضل دست به گريبان هستند مختلف است و مي توان آن را در دلايل متعددي جست وجو كرد؛ تغيير در فعاليت هاي كاري، همچون فناوري جديد يا تغيير اهداف، حاكميت روابط بر ضوابط، بروكراسي سردرگم، ساعت كار زياد، عدم حمايت مسئولين از كاركنان خود، دخالت هاي زياد در مسائل شخصي، اجتماعي و زندگي خانوادگي در محيط كار، فشار بيش از حد ناشي از غيرواقعي بودن مهلت انجام كارها، داشتن شغلي كه متناسب با شاغل نباشد، فقدان مهارت كافي در نحوه ي انجام كار، نبود مشاوره و ارتباطات، انجام كارهايي كه بسيار مشكل اند يا لزوم چنداني به انجام آن ها نيست، فقدان مكانيسم هاي كنترل و ارزشيابي و سبك مديريت كه ممكن است تمام اين عوامل باعث بروز كارگريزي و كاهش انگيزه ي كيفيت كار در افراد گردد.

همچنين از معضلاتي كه فرهنگ كارگريزي در بر خواهد داشت مي توان به موارد مختلفي اشاره كرد، از جمله آنكه در جمعيت هاي گريزان از كار و تلاش، خلاقيت و نوآوري هاي ارزشمند پديدار نمي شود، زيرا نوآوري و خلاقيت به دنبال سخت كوشي در راه رسيدن به هدف به دست مي آيد و اين خود سبب مي شود كارآفريني در جامعه رشد نيابد و فرصت هاي شغلي جديد شكل نگيرد و به اين وسيله، بر تعداد بيكاران كاذب و واقعي جامعه افزوده شود، زيرا بسياري از شغل هاي كاذب خود نوعي بيكاري محسوب مي شوند.

يكي ديگر از مشكلات پديدآمده در اثر كاهلي انسان ها وقوع اشتباهات فراوان است. تصميمات غلط فراواني كه به علت بي تجربگي و محدوديت علم و دانش صورت مي گيرد و صدمات فراواني را به فرد و جامعه وارد مي سازد و در آينده اين اثرات تخريبي، فشار رواني زيادي بر اعضاي يك جامعه وارد مي كند و بهداشت رواني و سلامت جامعه را مورد مخاطره قرار مي دهد.

همچنين هنگامي كه بر تعداد افراد كاهل و گريزان از مسئوليت اضافه مي شود، زمانه براي حضور افراد فرصت طلب مهيا مي گردد و مسئوليت ها در دستان كساني قرار مي گيرد كه تلاش مي كنند با ايجاد يك محيط بدبينانه ي شديد و خراب كردن اذهان ديگران و نابود كردن شخصيت افراد، زمينه را براي پايمال كردن حقوق ديگران توسط خود مهيا كنند. لذا هر چه بر تعداد افراد كاهل و تنبل اضافه مي شود، از طرف ديگر، لحظه به لحظه شرايط براي حضور سودجويان مهياتر مي شود.

بر اساس آنچه گفته شد و چنانچه لازم باشد، در دستگاه ها و سازمان ها بايد به هر نحوي تشويق و رضايت افراد پركار و مسئوليت پذير جلب گردد؛ چرا كه عدم رضايت كسي كه مسئوليتي را پذيرفته است مي تواند در كارگريزي و فرار از مسئوليت و عدم انجام آن مؤثر واقع شود و تنبيه و تشويق، خود مي تواند يكي از ابزارهاي مؤثر در رفع اين مشكل باشد و بايد سعي شود در گزينش ها افراد مسئوليت پذير و متعهد و افرادي كه از تقواي شغلي بيشتر برخوردارند بيشتر استفاده شود، چرا كه در يك سازمان يا در يك دستگاه اداري يا توليدي حتي يك نفر فرد كارگريز مي تواند باعث عدم مسئوليت پذيري در ديگر پرسنل باشد. يكي ديگر از مشكلات در اين امور بي توجهي مديران به افراد و پرسنل زيرمجموعه ي خود است كه توجه خاص و ويژه به موضوع كم كاري و كار مفيد و كارگريزي در زيرمجموعه ي خود ندارند و اين عامل موجبات دلسردي بسياري از افراد متعهد و مقيد به كار و تلاش را فراهم مي كند.

تحقق اهداف توسعه مستلزم وجود فرهنگ، نگرش و روحيات اقتصادي مشوق و انگيزه بخش است؛ به طوري كه از تلاش و پشتكار، نظم و دقت، خلاقيت و نوآوري در كار، روحيه ي كار جمعي و مشاركت و روحيه ي مسئوليت پذيري حمايت كند. لذا فقدان يا ضعف اين روحيات، كه در قالب ضعف فرهنگ كار مفهوم سازي شده است، مانع بزرگي بر سر راه توسعه ي اقتصادي در كشور قلمداد مي شود.

تحول هاي اقتصادي معلول تحول فرهنگ و منبعث از آن است. تحول اساسي و زيربنايي در فرهنگ و تكنيك جامعه به خودي خود باعث مي شود كه اقتصاد از حالت ركود فرهنگي خارج شود و به رشد و توسعه برسد. مفهوم يكدلي يا همدلي را مي توان در توصيف فردي كه واجد ويژگي هاي انسان متحرك و پوياست به كار برد و اين ويژگي به او قدرت توسعه ي هويت خود را مي دهد و او را قادر مي سازد تا خود را با شرايط جديد و اوضاع متغير منطبق نمايد.

رقابت ميان كشورهاي جهان روز به روز سخت تر مي شود و نسل آينده بايد در ميان اين رقابت شديد زندگي كند و اگر سخت كوشي را نپذيرد، مجبور است دنباله رو ديگر جوامع شود و از فرهنگ آنان تبعيت نمايد. به طور مسلم، نهادينه شدن فرهنگ كار را بايد از خانواده ، مدرسه و جامعه آغاز كرد. متأسفانه بايد گفت كم كاري، عافيت طلبي و بي توجهي به وجدان كاري ريشه در خانواده و سپس مدرسه دارد و كودكان، نوجوانان و جوانان با الگوبرداري از رفتارهاي والدين و سپس معلمان و استادان خود با فرار از مسئوليت و كار بيشتر آشنا مي شوند. بدون شك اقتصاد ما، كه دارد دوران گذار سرنوشت سازي را طي مي كند، به تلاش و فعاليت مؤثر و همه جانبه نيازمند است. اميد است كه شاهد تحولات اثربخشي، چه در حوزه ي قانون و فضاي كسب وكار و چه در انگيزه ي كار و فعاليت، باشيم تا بتوانيم به اهداف مهم اقتصادي كشور در افق ۲۰ساله دست يابيم.

براي ريشه كن كردن بيكاري و گسترش اشتغال زايي در جامعه، بايد نسلي را تربيت كنيم كه با كار اُنس بگيرد. ضروري است والدين كودكان خود را علاوه بر تحصيل ، با كار و تلاش نيز آشنا نمايند و با مهارت آموزي و مشاركت دادن آن ها در فعاليت هاي اجتماعي افراد مسئوليت پذيري تربيت نمايند. در غير اين صورت، نسل راحت طلب تنها به سوي فعاليت هاي كاذب و دلالي رو خواهند آورد و چنين جامعه اي مستعد بسياري از آسيب هاي اجتماعي خواهد بود.

همان طور كه مي دانيد، امسال با عنوان سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ي ايراني» نام گذاري شده است و لذا راهبرد اصلي كشور كار و تلاش بيشتر است. اهميت راهبرد فوق زماني روشن مي شود كه بدانيم معضل اصلي توسعه نيافتگي كشورها، تنبلي، كارگريزي و اراده ي ضعيف است و نقطه ي عطف تحول و توسعه، در كار مضاعف و همت عالي نهفته است.(*)

*بهزاد رادنسب، كارشناس اقتصادي

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.